مناجات شمارهٔ ۲۰۹ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
بخش 1
الهی هر چه دادی نشان است و آیین فرداست و آنچه یافتیم پیغام است و خلعت بر جاست. خدایا نشانت بیقراری دل و غارت جان است و خلعت وصال در مُشاهدهٔ جلال.
روزی که سر از پرده برون خواهی کرد
دانم که زمانه را زبون خواهی کرد
گر زیب و جمال از این فزون خواهی کرد
یارب چه جگر هاست که خون خواهی کرد
ای خداوندی که فلک و ملک را نگاهدارنده تویی، ای بزرگی که از ماه تا مااهی دارنده تویی، ای کریمی که دعا را نیوشنده تویی و جفا را پوشنده تویی، ای لطیفی که عطا را دهنده تویی و خطا را برازنده تویی ای یکتایی که در صفت جلال و جمال پاینده تویی، عاصیان را شوینده تویی و طالبان را جوینده تویی.
بخش 2
بنمای رهی که ره نماینده تویی
بگشای دری که در گشاینده تویی
زنگار غمان گرفت دور دل دل من
بزدای که زنگ دل زداینده تویی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به خداوند از طریق ستایش و دعا میپردازد و از او میخواهد که نشانههای خود را نمایان کند. او به غم و شوق دل اشاره میکند و به زیبایی و جلال الهی میاندیشد. شاعر همچنین از خداوند درخواست راهنمایی و گشایش میکند تا زنگار غم را از دلش بزداید و امید به وصال و دیدار الهی را در دلش زنده کند. در نهایت، او به ویژگیهای الهی، مانند لطف، بزرگی و یکتایی خدا اشاره میکند و از او میخواهد که به طالبین نزدیک شود و درهای رحمت را برای آنها بگشاید.