نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

مناجات شمارهٔ ۴۹ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

الهی چه غم دارد که تو را دارد و کرا شاید که تو را نستاید، آزادا آن نفس که بیاد تو بازان و آباد آن دل که بمهر تو نازان و شاد آن کس که با تو در پیمان است.

ما را سر و سودای کس دیگر نیست

در عشق تو پروای کس دیگر نیست

جز تو دگری جای نگیرد در دل

دل جای تو شد جای کس دیگر نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق سخن می‌گوید. او می‌گوید که هیچ غمی ندارد چون معشوق را در کنار خود دارد و هیچ‌کس دیگری را نمی‌خواهد. دل او فقط برای معشوق جای دارد و هیچ جایی برای کسی دیگر نیست. عشق او به معشوق به حدی است که هیچ چیز و هیچ کس دیگری برایش اهمیت ندارد.