نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۴ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بخش 1

پیر طریقت گوید: محقق وقتی بحق رسد که سیل ربوبیت در رسد و گرد بشریت برخیزد حقیقت بیفزاید بهانه بکاهد نه کالبد ماند نه دل و نه جان ماند صافی رسته از آب و گل نه نور در خاک آمیخته و نه خاک در نور خاک با خاک شود و نور بانور زبان در سر ذکر شود و ذکر در سر مذکور دل در سر مهر شود و مهر در سر نور جان در سر عیان شود و عیان از بیان دور اگر تورا این روز آرزوست از خود برون آی چنانکه ما راز پوست به ترک خود گوی که نسبت با خود نه نیکوست همانست که این جوانمرد گفت

نیست عشق لایزالی را در آندل هیچ کار

کو هنوز اندر صفات خویش ماندست استوار

هیچکس را نامده از دوستان در راه عشق

بی زوال ملک صورت ملک معنی در کنار

خداوندی بی شریک و انباز پادشاهی بی نظیر و بی نیاز گناه آمرز است و بیچاره نواز دانای بی علت توانای بی حیلت قیوم تا ابد قدوس از حسد

خداوندی که گوشها گشوده بنام او دلها اسیر پیغام او موحد افتاده در دام او مشتاق مست مهر از جام او امید عاصیان و مفلسان بدو درویشان را شادی بجلال او منزلشان بر درگاه او نشستشان بر امید وصال او بود نشان در بند وفاء او راحتشان بانام و نشان او

بخش 2

اندر دل من بدین عیانی که توئی

وزدیده من بیدن نهانی که توئی

وصاف، تو را وصف نداند کردن

تو خود بصفات خود چنانی که توئی!

بخش 3

دو صد عالم که روحانیست از فرفضال او

دوصد گیتی که نورانیست از نور جمال او

بخش 5

آن ذات کمالی که ز تو کاسته نیست

جز از کف تو فیض کرم خاسته نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

پیام این متن درباره رسیدن به مقام حقیقت و ارتباط عمیق با الهی است. نویسنده می‌گوید که انسان زمانی واقعاً به حقیقت می‌رسد که از خود رنجور و به کمال ربوبیت پیوسته شود. در این حالت، کالبد و صفات بشری از میان می‌رود و تنها نور و حقیقت باقی می‌ماند. او همچنین به ابهام در عشق و صفات الهی اشاره کرده و تاکید می‌کند که عشق حقیقی در دسترس کسی است که از خود بگذرد و به حقیقت ناب برسد. در نهایت، متن به توحید و ویژگی‌های بی‌نظیر خداوند اشاره کرده و او را منبع امید و محبت برای بندگانش معرفی می‌کند.