بخش ۱۶ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
بخش 1
پیر طریقت گوید: خداوندا یادت چون کنم که خود دریادی و بنده را از فراموشی فریادی خداوندا هر که در رسید غمان وی برسید نیازمند ترا ز ذاکران در دو گیتی کیست؟ و بنده را بهتر از شادی تو چیست؟ تو خود یاد خودی ویراچه شناسی؟ سفر نکرده منزل چه دانی؟ دوست ندیده و نشناخته از نشان او چه خبر داری؟
معبود خودی وعابد خویشتنی
زیرا که برای خود کنی هر چه کنی
اگر بجان خطر کنی با خطر شوی و گر روزی به کوی حقیقت گذر کنی آن بینی که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به خاطر هیچ آدمی خطور نکرده
بنده من نشان مهربانی ما آنست که نخست ما تو را یاد کردیم سپس تو ما را یاد کردی نخست من تو را خواستم پس از آن تو مرا خواستی
شکر گاهی بر دیدار نعمت است و گاهی بر دیدار نعمت بخش و بر مشاهده ذات او این شکر اهل نهایت است و آن شکر اهل بدایت خداوند چون بدانست که بیشتر بندگان یارائی سپاس ندارند کار بر ایشان آسان کرد و مهین شکر از ایشان فرونهاد و نگفت مرا شکرگزار باشید
بلکه گفت شکر نعمت بجای آرید و حق آن را بشناسید آنگاه از شناخت حق من و مشاهده ذات من نومید شوید که آن نه کار آب و گل است ونه حدیث جان و دل
هر که بتو زنده است هرگز نمیرد جان در تن اگر از تو محروم ماند چون مرده زندانی است زنده به حقیقت کسی است که با توأش زندگانی است
بخش 2
یکبار به کوی ما گذر باید کرد
در صنع لطیف ما نظر باید کرد
گر گل خواهی بجان خطر باید کرد
دل را ز وصال ما خبر باید کرد
بخش 3
ترا باشد هم از من روشنائی
بسی گردی و پس هم با من آئی
بخش 4
تا که از دون همتی ما منزل اندر جان کنیم
رخت بربندیم از جان قصد آن جانان کنیم
بخش 5
ز آنجا که جمال حسن آن دلبر ماست
ما در خور او نه ایم و او در خور ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهی رابطهی انسان با خداوند و اهمیت یاد خداوند در زندگی است. پیر طریقت تأکید میکند که یاد خداوند در حقیقت بر عهدهی خود اوست، زیرا خداوند خود را به بندگانش معرفی میکند. او میگوید که برای آشنایی با خدا نیاز است که انسان دل را آماده کند و به حقیقت نزدیک شود. همچنین به این نکته اشاره دارد که شکرگزاری باید به واسطهی شناخت نعمت و نعمت بخش باشد و نه تنها به خاطر نعمتها. در نهایت، اشاره میکند که زندگی حقیقی در پیوند و نزدیکی با خداوند است و هر کس از او دور باشد، در واقع زندگیاش در خطر است. بنابراین، انسان باید از طریق محبت و یاد خدا به زندگی حقیقی دست یابد.