بخش ۴ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت
پیر طریقت گوید: خدایا نمی توانیم این کار را بی تو به سر بریم نه زهره آن داریم که از تو به سر بریم هرگه که پنداریم رسیدیم از حیرت شما روا گردیم
خدایا کجا باز یابیم آن روز که تو ما را بودی و ما نبودیم تا باز بآنروز رسیم میان آتش ودودیم اگر به دو گیتی آن روز یابیم برسودیم ور نه بود خود را به نبود خود شنودیم
انعمت علیهم به اسلام وسنت در هم بست که تا هر دو بهم نشنوند بنده را استقامت دین نبود که اسلام بی سنت نیست و هرچه نه با سنت است آن دین حق نیست از این جا است که پیغمبر گفت گفتار نیک بسته به کردار نیک است و هر دو بسته به نیت است و هر سه بسته به موافقت باسنت است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
پیر طریقت میگوید که بدون کمک خداوند نمیتوان به سعادتی دست پیدا کرد و انسان هیچگاه نمیتواند به تمامیت برسد. او به درگاه خداوند مینالد و از فقدان آن روزی که در سایه رحمت خدا بوده و خود وجود نداشتهاند، یاد میکند. او بخشی از دین را به اسلام و سنت مرتبط میداند و بر این باور است که استقامت در دین تنها با پیروی از سنتها میسر است. در نهایت تأکید میکند که عقیده و عمل نیک باید با نیّت صحیح و مطابق با سنت پیغمبر باشد تا به حقیقت دین نزدیک شویم.