بخش ۶ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت
پیر طریقت گوید: آه از قسمتی که پیش ازمن رفته،فغان از گفتاری که خود رائی گفته،چه سود ار شاد بوم یا آشفته؟ ترسان از آنم که قادر متعال در ازل چه گفته
منافقان که در زیر هدم و فشار عدل افتادند خویشتن را خود پسندیدند ونیک نامی برخود نهادند و مخلصان و صحابه رسول خدا را سفهاء خواندند خداوند به کرم خود نیابت بداشت وایشانرا جواب گفت که سفیهان نه ایشانند آری هر که خویشتن را نبود خداوی را بود هر کس فرمان بردار خدایست خدا به او پیوست
خداوند محمد راگفت تو دوست مائی پسندیده مائی تو را چه زیان که ایشان تو را نه پسندند تو را آن باید که منت به پسندم
دوست دوست پسند باید نه شهر پسند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به تفکرات عارفانه پیر طریقت میپردازد و درباره اهمیت صداقت و راستگویی در دیدگاه شخص نسبت به خود و دیگران صحبت میکند. او از کسانی که خود را به ناحق بالا میبرند و مخلصان را تحقیر میکنند انتقاد میکند. در نهایت، اشاره میکند که خداوند همواره با کسانی است که فرمانبردار او هستند و اینکه ارزشی که خداوند به انسانها میدهد از پسند دیگران مستقل است. او تصریح میکند که باید به دوست داشتن خداوند اهمیت داد، نه به پسند مردم.