نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۲ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

پیر طریقت گوید: ای مسکین اگر نتوانی که به او تقرب جوئی باری به دل اولیاش تقرب جوی که وی بر دل ایشان اطلاع کند هر که را در دل ایشان بیند وی را به دوستی گیرد نه بینی که مصطفی باضعفاء مهاجران بنشستی وخود را در ایشان شمردی و سپاس خدای را بجای آوردی که خداوند او را مأمور کرده که با ضعیفان امت بنشیند و تحمل و بردباری با ایشان نماید

خداوندا تو ما را جاهل خواندی از جاهل جز جفا چه آید؟ تو ما را ضعیف خواندی از ضعیف جز خطا چه آید؟ خداوندا ما را بر پیروزی بر نفس خویش به واسطه ضعف و ناتوانی انکار کردی دلیری و شوخی ما را هم از جهل انکار کن خداوندا تو ما را برگرفتی وکس نگفت که بردار اکنون که برگرفتی وامگذار و در سایه لطف و عنایت خود وامیدار خدایا

گر آب دهی نهال، خود کاشته ای

ور پست کنی بنا خود افراشته ای

من بنده همانم که تو پنداشته ای

از دست میفکنم چو برداشته ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

پیر طریقت به مسکین‌ها توصیه می‌کند که اگر نمی‌توانند به خدا نزدیک شوند، بهتر است به اولیا و بندگان خدا نزدیک شوند. زیرا خداوند بر دل‌های آنها آگاه است و این دل‌ها می‌توانند دیگران را دوست بدارند. او به ارتباط پیامبر با ضعفاء اشاره می‌کند و اینکه خداوند او را برای هم‌نشینی با آنها مأمور کرده است. سپس خداوند را یادآوری می‌کند که ما را به عنوان جاهل و ضعیف شناخته و از ما انتظار دارد که بر نفس خود غلبه کنیم. همچنین به خداوند درخواست می‌کند که در صورت برداشت او، او را تنها نگذارد و در سایه لطفش نگه دارد. در نهایت، او خود را بنده‌ای می‌داند که خداوند خواسته است و از او می‌خواهد که او را رها نکند.