بخش ۱۳۳ - و من طبقة الرابعةابوعلی الثقفی خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات
نام وی محمد بن عبدالوهاب، باحفص حداد٭ دیده و حمدون گارز بنشاپور عالم بوده در علم شرع و هرفن، همه را فرو گذاشته وبعلم صوفیان مشغول گشته، و بوعثمان حیری٭ ویرا نیکو گفتی. ویرا سخنست نیکو در عیوب نفس و آفات افعال سنه ثمان و عشرین برفته و ثلثلمائه. وی گفت کمال عبودیت عجز است و قصور از تدارک معرفت علل الاشیاء بالکلیه. و هم وی گفته: معرفت گنج است لایبعد من برو لا فاجر. و وی گفت العلم حیوة القلب من الجهل و نورالعین من الظلمة. و هم وی گفت: هر که صحبت کند بزرگانرا نه بر طریق حرمت، حرام شود بر فایدهٔ ایشان و برکات نظر ایشان، وز نور ایشان هیچیز برو پیدا نگردد.
شیخ الاسلام گفت: که از بوعلی ثقفی پرسیدند کی عیش که صعبتر و ناخوشتر؟ گفت: او که بر نومیدی زید. شیخ الاسلام گفت: نومیدی دری در کفر دارد، نومیدی از اللّه کفر است لا یبأس من روح اللّه الا القوم الکافرون لا تقنطوا من رحمة اللّه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
محمد بن عبدالوهاب باحفص حداد، شخصیتی عالم و باتجربه در علم شرع و تصوف بوده است. وی به مطالعه عیوب نفس و آفات افعال پرداخته و در سن 28 سالگی نتایج مهمی در مورد عبودیت و معرفت کسب کرده است. او معتقد است که کمال عبودیت در عجز و کمتوجهی به معرفت علل اشیاء است و علم را گنجی میداند که به راحتی به دست نمیآید. همچنین او صحبت با بزرگان را به خاطر برکات و نور آن مفید میداند. شیخ الاسلام نقل میکند که از بوعلی ثقفی پرسیدند چه چیزی زندگی را سختتر میکند و او پاسخ داده که نومیدی. نومیدی را به عنوان دری به سوی کفر معرفی کرده و تاکید کرده که نباید از رحمت خدا ناامید شد، زیرا تنها کافران از رحمت خدا ناامید میشوند.