نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دامنم دریای خون زین چشم خون پالاستی

هرکه چشمش ابر باشد دامنش دریاستی

ابر می گویند برمی خیزد از دریا و بس

در غمت ما را ز ابر دیده دریاخاستی

در سفال چرخ بینند اشک گلگون مرا

از برون کرّوبیان چون می که در میناستی

داشت دل در سر که روزی چند پیماید جهان

خون شد از جوری که رسم گنبد میناستی

این همان خون است کز مژگان تر میریزدم

اشک خونینم ازین معنی جهان پیماستی

از درستی صد شکست آمد مرا در عهد ما

راستی را نیست چیزی بهتر از دریاستی

باورت ناید به بین اینک هلال بدر را

کز کجی افزونی آید وز درستی کاستی

خوف دریا گرنه سنگ راه گردیدی مرا

سال ها بودی که هندم مسکن و ما واستی

چون نباشد خوفم از دریا که تا من بوده ام

جمله محنتهای من زین چشم چون دریاستی

ای که می گویی وفا و کیمیا عنقا بود

کاش عنقا بود ممکن بودی از عنقاستی

گر برت آشفته گفتم حال دل از من مرنج

من نمی دانم چه می گویم خدا داناستی

موسی کاظم امام هفتمین کز مهر او

سینه ام روشن چو طور از آتش موسی ستی

مردمان گویند آتش الطف ارکان بود

زین سبب او را زارکان جای بر بالاستی

من چنین دانم که می ماند برای روشنش

فرق او از فخر این پیوسته گردون ساستی

این چنین کین سفله طبعان رنگند و بوی

در زمان ما که گردون دشمن داناستی

کافرم گر با چنین دانش کشش می برد نام

گرنه لفظ بوی جزء بوعلی سیناستی

مجملاً نگذاشت بخت بد که بردارم قدم

وین زمان اندر کفم نه این و نه دنیاستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به سبک عاشقانه و عارفانه بیان شده و مضامین عمیقی را در برگرفته است. شاعر احساسات خود را از درد و غم بیان می‌کند و از دریای خونین دلی سخن می‌گوید که ناشی از اشک و رنج اوست. او به رابطه میان دریا و ابر اشاره کرده و نمایش می‌دهد که غم و شادی چقدر به هم پیوند دارند. شاعر از پاسخی که به سوالات زندگی می‌دهد، می‌گوید و حس می‌کند که هیچ چیز به خوبی دریا نخواهد بود. زندگی را به سفری شبیه می‌کند که در آن انسان با چالش‌ها و محدودیت‌های زیادی روبرو می‌شود. او از دیدگاه عرفانی به ترکیب گیرا و زیبای اشک و خون اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که درون انسان‌ها چه عمق احساسی وجود دارد. در نهایت، شاعر به مفاهیمی چون وفا و دانایی پرداخته و به تفاوت میان واقعیت و ظواهر می‌پردازد. او در جستجوی حقیقتی است که فراتر از دنیای فانی است و در این راه، اشاره‌ای به آموزه‌های دینی و معنوی نیز دارد.