شمارهٔ ۲۳ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای برادر بشنو از من پند اگر فرزانه ای
گوشه گیر از خلق و کنج عزلتی کن اختیار
زآن که با هرکس نشینی خواه نیک و خواه بد
یاز عشقش خسته گردی یا ز لطفش شرمسار
ور زتنهایی به تنگ آیی و گویی مشکل است
زآن که تنهایی بود زیبنده پروردگار
با کتابی همنشین شو تا مصاحب باشدت
گاه افلاطون و گاهی شیخ و گاهی کوشیار
ورازینت بهره نبود ار بدست آور کسی
این چنین یاری که گفتم خاصه در این روزگار
هم نشینت هرکه شد با همنشین خویشتن
آشنایی را بسان آب کن نی مثل نار
آب بر سرمی نشاند همنشین خویش را
گرچه باشد هم نشینش فی المثل خاشاک و خار
نار هرکس برخلاف آب برمی آورد
دردمی از روزگار همنشین خود دمار
می توان گفتن کزین معنی خداوند جهان
کرد جنت جای آب و کرد دوزخ جای نار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به برادر خود نصیحت میکند که اگر فردی خردمند و آگاه است، باید از جمع و مردم دوری کند و به دوری نشینی انتخاب کند. زیرا هر کس که با دیگران معاشرت کند، ممکن است از عشق یا محبت آنها خسته و شرمسار شود. همچنین، تنهایی نباید برای انسان مشکل باشد؛ چرا که خداوند خود در تنهایی زیباست. شاعر پیشنهاد میدهد که انسان باید با کتاب و اندیشمندان همنشین شود تا افکار و اندیشههای بزرگ را به دست آورد. او تأکید میکند که دوستان و همراهان تأثیر زیادی بر زندگی دارند؛ دوستی که مانند آب عمل میکند، فرد را آرامش میدهد، در حالی که دوستی که مانند آتش است، باعث درد و رنج میشود. در نهایت، اشاره میکند که خداوند جهنم را با آتش و بهشت را با آب ساخته است، نمادهایی از آرامش و رنج.