شمارهٔ ۱ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / مثنویات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نموده صبح صادق جامه پاره
فتاد، لرزه بر جان ستاره
در آن مجلس که خلد جاودان بود
ز آثار جمالش هم چنان بود
که گر از چشم پابیرون نهادی
نگه چون مست از پا اوفتادی
چو عکس آن رخ چون سیم ساده
فتاده دیدم اندر جام باده
گمان بردم که خورشید جهانتاب
ز شرمش سر فرو برداست در آب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به توصیف صبحی زیبا و تاثیرگذار میپردازد که در آن عناصری چون ستاره و جمال معشوق به تصویر کشیده شدهاند. فضا توام با حس لرزش و شگفتی است، به طوری که زیبایی معشوق به اندازهای است که اگر کسی به آن نگاه کند، به مجذوبی و حالت مستی دچار میشود. شاعر همچنین به زیبایی چهره معشوق مانند نقره اشاره کرده و از تاثیر آن بر دنیای اطرافش صحبت میکند، بهخصوص در لحظهای که احساس میکند خورشید از خجالت در آب پنهان شده است.