شمارهٔ ۱ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
منع سودی نکند کاش نصیحتگر ما
گر تواند ببرد تیرگی از اختر ما
تو مگر در دل ماهی که چنین میگردند
ماه و خورشید چو پروانه به گرد سر ما
در شکست دل ما پرهیزی نیست به لاف
ما حبابیم، نسیمی شکند ساغر ما
ما از آن سوختگانیم که بزداید چرخ
زنگ از آیینه ماه به خاکستر ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان درد و رنج عاشقانه میپردازد. گوینده از تاثیرات منفی و تیرگیهایی که بر زندگیاش سایه افکنده، سخن میگوید و به نقش ماه و خورشید اشاره میکند که مانند پروانهای به دور او میچرخند. او از شکستن دلش به دلیل بیپروایی در عشق و همچنین از سوختگان عشق صحبت میکند که چرخ فلک زنگار را از آینه وجودشان میزداید. به طور کلی، این شعر احساساتی عمیق و چالشهای عشق را به تصویر میکشد.