نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

تکه ۱ - ابیات پراکنده از رباعیات ابوسعید ابوالخیر

ابوسعید ابوالخیر / ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

چون نیست شدی، هست ببودی صنما

چون خاک شدی، پاک شدی لاجرما

وای ای مردم داد ز عالم برخاست

جرم او کند و عذر مرا باید خواست

مرغی به سر کوه نشست و برخاست

بنگر که از آن کوه چه افزود و چه کاست؟

بی‌غم دل کی‌ست؟ تا بدان مالم دست

بی‌غم دل زنگیان شوریدهٔ مست

جز درد دل از نظارهٔ خوبان چیست؟

آن را که دو دست و کیسه از سیم تهی‌ست

فاساختن و خوی خوش و صفرا هیچ

تا عشق میان ما بماند بی‌هیچ

آن را که کلاه سر بباید زد و برد

زان‌ست که او بزرگ را دارد خرد

آن جا که مرا با تو همی هست دیدار

آن جا روم و روی کنم در دیوار

تا با تو تویی تو را بدین حرف چه کار؟

کین آب حیات‌ست ز آدم بیزار

گر من به ختن ز یار وادارم دست

با ورد و نسا و طوس یار من بس

فاساختن و روی خوش و صفرا کم

تا عهد میان ما بماند محکم

من گبر بُدم کنون مسلمان گشتم

بد عهد بُدم کنون به فرمان گشتم

جایی که حدیث تو کند خندانم

خندان خندان به لب برآید جانم

اشتربان را سرد نباید گفتن

او را چو خوش‌ست غریبی و شب رفتن

از ترکستان که بود آرندهٔ تو

گو «رو، دیگر بیار مانندهٔ تو»

زلفت سیه‌ست مشک را کان گشتی

از بس که بجستی تو همه آن گشتی

گر آن چه بگفته‌ای به پایان نبری

گر شیر شوی ز دست ما جان نبری

هر جا که روی دو گاو کارند و خری

خواهی تو به مرو باش خواهی به هری

آراسته و مست به بازار آیی

ای دوست نترسی که گرفتار آیی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که عواطف و احساسات عمیق عاشقانه را به تصویر می‌کشد. شاعر در آن به موضوعاتی چون جدایی، عشق، و وضعیت انسانی می‌پردازد. او از حسرت و اندوهی که از فراق محبوب ناشی می‌شود صحبت می‌کند و به زیبایی‌ها و درد دل‌های ناشی از عشق اشاره می‌کند. در عین حال، شاعر بر این نکته تأکید دارد که هیچ چیزی جز عشق و درک عمیق از طرف محبوب نمی‌تواند به انسان آرامش دهد. او از ارزش عشق واقعی و دوستی سخن می‌گوید و اصرار دارد که باید میان عاشق و معشوق ارتباطی مستحکم و پایدار برقرار باشد. در پایان، شاعر با نگاهی امیدوارانه به زندگی و عشق، دعوت به حضور در عالم عشق و زیبایی می‌کند.