ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران — ابوسعید ابوالخیر
ابوسعید ابوالخیر / ابوسعید ابوالخیر
بسیاری از رباعیات و اشعار منتسب به ابوسعید در واقع از آن شاعران دیگر است. فرزندان ابوسعید در کتابهای «حالات و سخنان ابوسعید» و «اسرار التوحید» گفتهاند که جدشان جز سه بیت، شعری نگفته و آنچه در مجالس میخوانده، گفتار پیرانش بوده است.
فهرست شعرها
- تکه ۳ — کار چون بسته شود بگشایدا
- تکه ۴ — خداوندا بگردانی بلا را
- تکه ۲ — مرد باید که جگر سوخته چندان بودا
- تکه ۱ - ابیات پراکنده از رباعیات — چون نیست شدی، هست ببودی صنما
- تکه ۸ — گر من این دوستی تو ببرم تا لب گور
- تکه ۱۲ — با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین
- تکه ۱۱ — هر کسی محراب کردهست آفتاب و سنگ و چوب
- تکه ۶ — نسیما جانب بستان گذر کن
- تکه ۷ — چون مرا دیدی تو او را دیدهای
- تکه ۹ — گرفت خواهم زلفین عنبرین تو را
- تکه ۵ — به حق هر دو گیسوی محمد
- تکه ۱۰ — در شب تاریک برداری نقاب از روی خویش
- تکه ۱۶ — می هست و درم هست و بت لاله رخان هست
- تکه ۱۷ — هر آن دلی که تو را، سیدی بدان نظرست
- تکه ۱۹ — هر آن دلی که نهفتهست زیر هفت زمین
- تکه ۲۰ — صاحب خبران دارم آن جا که تو هستی
- تکه ۱۴ — امروز به هر حالی بغداد بخاراست
- تکه ۱۸ — اگر چه خرد یکی شاخک گیاه بود
- تکه ۱۵ — ساقی تو بده باده و مطرب تو بزن رود
- تکه ۱۳ — آتش نمرود هرگز پور آزر را نسوخت
- تکه ۲۳ — از دوست پیام آمد کآراسته کن کار
- تکه ۲۱ — ای تَرک جان نکرده و جانانت آرزوست
- تکه ۲۶ — آری چنین کنند کریمان که شاه کرد
- تکه ۲۲ — رنج مردم ز پیشی و بیشیست
- تکه ۲۵ — از دوست به هر چیز چرا بایدت آزرد؟
- تکه ۲۷ — هر آن شمعی که ایزد برفروزد
- تکه ۲۸ — برون ز گوشهٔ بهشت برین، سقر باشد
- تکه ۲۴ — ای روی تو چو روز دلیل موحدان
- تکه ۳۰ — با خلق هر کرم که کند هم خدا کند
- تکه ۳۱ — مرا تو راحت جانی معاینه نه خبر
- تکه ۳۶ — کار همه راست چنان که بباید
- تکه ۳۴ — ما دلآسوده تا «خدا چه کند»
- تکه ۳۲ — هیچ صورتگر به صد سال از بدایع وز نگار
- تکه ۳۳ — او درین فکر تا «به ما چه کند؟»
- تکه ۳۵ — به زیر قبهٔ تقدیس مست مستانند
- تکه ۲۹ — عاشقی خواهی که تا پایان بری
- تکه ۴۳ — حق تعالی که مالک الملکست
- تکه ۴۴ — معدن شادیست این معدن جود و کرم
- تکه ۳۸ — هر باد که از سوی بخارا به من آید
- تکه ۴۰ — بده تو بار خدایا درین خجسته سفر
- تکه ۴۱ — چیست ازین خوبتر، در همه آفاق کار؟
- تکه ۴۲ — خوبتر اندر جهان ازین چه بود کار
- تکه ۳۷ — خوش آید او را چون من به ناخوشی باشم
- تکه ۳۹ — نی نی ز ختن باد چنان خوش نوزد هیچ
- تکه ۴۷ — بوالعجب یاری ای یار خراسانی
- تکه ۴۸ — همه جمال تو بینم چو دیده باز کنم
- تکه ۵۱ — تعویذ گشت خوی بدان روی خوب را
- تکه ۴۹ — مدتی هست که ما از خم وحدت مستیم
- تکه ۴۵ — دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام
- تکه ۵۲ — تو چنانی که ترا بخت چنانست و چنان
- تکه ۴۶ — نظری فگن به حالم که ز دست رفت کارم
- تکه ۵۰ — بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان
- تکه ۵۶ — ما و همین دوغوا و ترب و ترینه
- تکه ۵۵ — بر فلک بر، دو مرد پیشه ورند
- تکه ۵۸ — ای بار خدا به حق هستی
- تکه ۶۰ — ایا بر جان ما ماهر چو بر شطرنج اهوازی
- تکه ۵۴ — ترا روی زرد و مرا روی زرد
- تکه ۵۹ — ای ساقی پیش آر ز سرمایهٔ شادی
- تکه ۵۳ — با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین
- تکه ۵۷ — حال عالم سر به سر پرسیدم از فرزانهای
- تکه ۶۱ — تنگ دلی نی و دل تنگ نی
- تکه ۶۲ — صاحب خبران دارم آنجا که تو هستی