تکه ۵۷ ابوسعید ابوالخیر
ابوسعید ابوالخیر / ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
حال عالم سر به سر پرسیدم از فرزانهای
گفت: یا خاکیست یا بادیست یا افسانهای
گفتمش، آن کس که او اندر طلب پویان بود؟
گفت: یا کوریست یا کرّیست یا دیوانهای
گفتمش: احوال عمر ما چه باشد عمر چیست؟
گفت: یا برقیست یا شمعیست یا پروانهای
بر مثال قطرهٔ برف است در فصل تموز
هیچ عاقل در چنین جاگاه سازد خانهای؟!
یا مثال سیل خانست آب در فصل بهار
هیچ زیرک در چنین منزل فشاند دانهای؟
فیلسوفی گفت: اندر جانب هندوستان
حکمتی دیدم نوشته بر در بتخانهای
گفتم: آن حکمت چه حکمت بود؟ گفت: این حکمتست
آدمی را سنگ و شیشه چرخ چون دیوانهای
نعمت دنیا و دنیا نزد حق بیگانه است
هیچ عاقل مهر ورزد با چنین بیگانهای؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر درباره حقیقت و ماهیت زندگی سوالاتی میپرسد و پاسخهایی را میگیرد. او از فرزانهای میپرسد که انسانها چه هستند و فرزانه میگوید آنها یا خاکی، یا بادی، یا افسانهاند. درباره عمر و زمان هم سوال میکند و پاسخ میشنود که عمر انسانها چون برق، شمع و پروانه است، زودگذر و پرسرعت. شاعر به تشبیههایی میپردازد و میگوید در روزهای گرم تابستان، هیچ عاقلتری نمیتواند در آنجا خانهای بسازد، و همچنین در بهار، هیچ زیرکی دانه نمیکارد. در نهایت، او از حکمت فیلسوفی در هند یاد میکند که توضیح میدهد نعمتهای دنیوی در حقیقت نزد خدا بیگانهاند و از اینرو نباید انسانها به آنها وابسته شوند. در کل، شعر به بیوفایی و ناپایداری زندگی و دنیا میپردازد.