نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

تکه ۹ ابوسعید ابوالخیر

ابوسعید ابوالخیر / ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

گرفت خواهم زلفین عنبرین تو را

به بوسه نقش کنم برگ یاسمین تو را

هر آن زمین که تو یک ره برو قدم بنهی

هزار سجده برم خاک آن زمین تو را

هزار بوسه دهم بر سخای نامهٔ تو

اگر ببینم بر مهر او نگین تو را

به تیغ هندی گو دست من جدا بکنند

اگر بگیرم روزی من آستین تو را

اگر چه خامش مردم که شعر باید گفت

زبان من به روی گردد آفرین تو را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر عاشقانه، شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید. او آرزو دارد که زلف‌های معشوق را بگيرد و با بوسه‌ها، زیبایی او را جاودانه کند. شاعر به عشق و ارادت عمیق خود اشاره می‌کند و می‌گوید که هر جا معشوق پا بگذارد، او بر آن خاک هزار سجده می‌کند. همچنین، اگر نامه‌ای از معشوق داشته باشد، بوسه‌هایی بر آن می‌زند و حتی اگر دستش از او جدا شود، باز هم عشق او برایش ارزشمند است. شاعر تأکید می‌کند که اگرچه شاید مردم خاموش باشند، اما او به خاطر عشقش هرگز سکوت نخواهد کرد و همیشه از زیبایی معشوقش سخن می‌گوید.