نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

رباعی شمارهٔ ۱۱۱ ابوسعید ابوالخیر

ابوسعید ابوالخیر / رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

شب آمد و باز رفتم اندر غم دوست

هم بر سر گریه‌ای که چشمم را خوست

از خون دلم هر مژه‌ای پنداری

سیخیست که پارهٔ جگر بر سر اوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر بیان می‌کند که شب فرا رسیده و او بار دیگر به یاد دوستش در غم فرو رفته است. در حالی که در حال گریه است، اشک‌هایش را به خونی تشبیه می‌کند که از دلش جاری می‌شود و مژه‌هایش را به سیخ‌هایی تشبیه می‌کند که پاره‌ای از جگرش را به تصویر می‌کشد. به طور کلی، این شعر احساس عمیق درد و اندوه ناشی از فراق دوست را منتقل می‌کند.