رباعی شمارهٔ ۳۹۳ ابوسعید ابوالخیر
ابوسعید ابوالخیر / رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
دستی که زدی به ناز در زلف تو چنگ
چشمی که ز دیدنت ز دل بردی زنگ
آن چشم ببست بی توام دیده به خون
وآن دست بکوفت بی توام سینه به سنگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر از عشق و yearning صحبت میکند. دست محبوب که به ناز بر زلفش میزند و چشمی که با زیباییاش دل را شاد میکند. اما با غیبت محبوب، شاعر چشمش بسته و دلش در عذاب است و آن دست که میتوانست آرامش دهد، اکنون به سینهاش ضربه میزند. این ناپیوستگی و درد ناشی از دوری را به تصویر میکشد.