شمارهٔ ۵ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / قصاید عربی
بزغت شمس الخدود من سموات القدود
و جنینا الورد من و جنه ابکار و خود
رافلات فی ثیاب من حریر و برود
حسبتهاالعین حورالعین فی دارالخلود
غاده فیهن کالسمط من الدر النضید
قدها غصن به اینع رمان النهود
بابی حورآء اقدیها طریفی و تلیدی
ضربت فی فرعهاالمسک بماورد و عود
و حکست شاکله الارام فی جفن وجید
و قضیب البان فی حسن قیام و قعود
فشفینا النفس من تقبیلها رغم الحسود
و سقینا شربه من کفها شرب الیهود
کلما نشرب قلنا یالهاهل من مزید
و شدالطیر علی الاغصان انواع النشید
من قواف و اعاریض طویل و مدید
و حکمی القمری عن سجع حبیب و ولید
و حمامات الحمی یروین عن شعر لبید
والثریا شبه عنقود بدت او کعقود
نضدت من لولو فی نحرا تراب عنید
و طلوع القمر الا زهر من افق بعید
کطلوع الخیر من راحه مولانا الفرید
حط فی اطرازند رحنا فی یوم عید
یوم تایید الامام المصطفی عبدالحمید
آیه الرحمن کهف الخلق سالار الجنود
و امین الله ذی العزه و الملک السدید
ثامن السبع العلی السامی علی سعدالسعود
و ابوالداهیه الدهیاء ذوالطن الشدید
بطشه یفری قلوب الخصم من قبل الجلود
لا بسکین حدید و برمح من حدید
هزمن ذکراه روحی یا غداه العید عودی
فلقد بورکت یا عید مع الفال السعید
یا امیرا سارفی موکبه جیش الوجود
و غدا طوع یدیه الناس طارا کالعبید
قد ملکت الخلق بالاحسان من بیض و سود
و کذا تستعبد الناس باحسان وجود
خصمک المشئوم امسی کقدار فی ثمود
یا مفیدا مستفیدا من نوال و سجود
با بی انت و امی من مفید مستفید
عش حمیدا سالما فی شاهق القصر المشید
کل یوم لک من عیش جدید فی جدید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیفی زیبا و شاعرانه از شادی و زیبایی عالم و همچنین از بزرگی و مقام شخصیتی ویژه به نام "عبدالحمید" دارد. شاعر از زیبایی حوران بهشتی، گلها و نعمتهای بهشتی صحبت میکند و به احساس خوشحالی و شگفتیای که در روز عید به وجود آمده اشاره میکند. او عبدالحمید را به عنوان یک رهبر بزرگ و محترم توصیف میکند که عشق و خوبی را به مردم هدیه میدهد و آنها را به بندگی و غلامی محبتهای خود دعوت میکند. شاعر با زبان توصیفی غنی، محبت و بزرگی این شخصیت را در روز عید به تصویر میکشد و برای او آرزوی سلامتی و شادکامی میکند.