نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

رقعه ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / قصاید عربی / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ابا جعفر یشتافک السمع والبصر

کفلمئان مشتاق الی الماء والنهر

و قد تفتقدک العین من بعد فقدها

کما فی اللیالی السود یفتقد القمر

شهدتک فاستغیت عنک من الوری

و من یتبع بعدالمشاهدة الاثر؟

رایتک ما فوق الروایات فی العلی

و من یعتمد بعد العیان علی الخبر؟

فانت من القوم الذین حسامهم

علا فی رقاب العالمین متی شهر

اذا او قدوا نارالقری فی بیوتهم

لهم جفته تسعی بها المفرد الجزر

و مهما بنوا بیت الفخار رایتهم

غیوقا و باقی الناس کلهم خضر

لقد عمروا ایران بعد خرابها

کما عمرت بیت الاله بنو مضر

ایا قادح الزند الذی حد ناره

اعز من ان یلقی به المزح و العشر

و یا شامخ العرنین لا متکبر

تشین والا صعب تکلفنا الوعر

یرومک اهل البدو والحضر سائلا

فجدوی یدیک الغیث فی البدو والحضر

لک الغایه القصوی من الفضل والنهی

و شاوالندی عن حصر نائلک اقتصر

لئن قلت انت الرکن فی کعبة العلی

صدقت و رب البیت والرکن والحجر

اراک شقیق الفرقدین و ثالث

المساکین تلوالبدر والا نجم الزهر

بفرع ذکی من غصون کریمه

اذا اهترت اهتزت به النجم و الشجر

ففی یدک الیمنی ریاض من العلی

و فی یدک الیسری حیاض من المطر

و مقولک النضناض سیف مخذم

فری قلب من یقلیک کالصارم الذکر

فتنظم فی نظم القوافی لئالیا

و تنشر حین النشر اقلامک الدرر

اما تدران البین بدل یومنا

بظلمه لیل لیس فی خلفه سحر

الم تران الهجر عوض شهدنا

بمر طعوم السلع والصاب والصبر

ففی صدرنا نار و فی عیننا قذی

و فی عیشنا نغض و فی مائنا کدر

لنا کبد مقروحه من فراقکم

فیا طول اسفار تعد من السقر

سادعو علی البین الممیت من الجوی

کنوح النبی اذ قال یا رب لاتذر

بلی و اله الراقصات الی منی

یهرولن مشیا فی الرماط و فی الازر

لئن ابعد تنی فی الطریق مراحل

خیالک عندی فی المنام و فی السهر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ابا جعفر (امام باقر یا امام صادق) اشاره می‌کند و احساس عمیق خود را از اشتیاق به او بیان می‌کند. او از نبودن معشوق صحبت می‌کند و مقایسه‌ای میان او و ماه در شب‌های تار می‌کند. شاعر می‌گوید که پس از دیدن امام، دیگر نمی‌تواند به دنبال آثار او برود و او را بالاتر از روایت‌ها می‌شناسد. شاعر ویژگی‌های بزرگ امام را ستایش می‌کند و به فضایل او اشاره می‌کند. همچنین، به بازسازی و آبادانی ایران توسط او و قومش اشاره می‌کند و از نقش او در نجات و کمک به دیگران سخن می‌گوید. شاعر از درد جدایی و دوری از امام شکایت می‌کند و ابراز می‌کند که چقدر برای او سخت است. او در نهایت به یاد و تصویر امام در خواب و بیداری اشاره می‌کند و دعا می‌کند که فاصله‌ها کمتر شود و او را نزد خود بیابد. شعر به وضوح احساسی عمیق و ارادت شاعر به امام و تأثیر وجود او بر زندگی‌اش را منعکس می‌کند.