شمارهٔ ۷ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / اضافات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تاریک شد جهان ز ملال نظرعلی
دریا گریست خون ز خیال نظرعلی
ابر آورد قطیفه ز نهار در کنار
گوید منم حال نظرعلی
مرغ آورد بدیعه شوریده آشکار
کز من شنو جواب و سئوال نظرعلی
کوه از کنار خویش یم خرده ساز کرد
در شستن حرام و حلال نظرعلی
کمتر کسی بزاویه دیدم سپرده جان
محروم از عطا و نوال نظرعلی
وارسته گشت دامن قدرش ز ما سوی
کو شاخ بود و میوه ظلال نظرعلی
بنگر که شاهدان به کجا قائمند از آنک
کوته شود سخن بکمال نظرعلی
دلدارم از وثاق چو آمد بمهر خوان
بنشست گوشه ای بخیال نظرعلی
ناگه جمال فرخ وی را بدید باز
پیدا از اوصاف و خصال نظرعلی
گفتا حقیقتی بود از سال مرگ او
گفتم کدام گفت جمال نظرعلی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی غم و اندوه ناشی از فقدان نظرعلی است. شاعر بیان میکند که جهان به خاطر غم او تاریک شده و دریا از خیالاتش اشک میریزد. ابرها از شدت احساس به او فکری میکنند و در مجموعه، همه چیز از غم نظرعلی متاثر است. شاعر همچنین به بزرگمنشی، کمال و حقیقتهای بینظیر او اشاره میکند و از زندگی و مرگش یاد میکند، بهطوریکه جمال و ویژگیهای نظرعلی در یادها باقی مانده است. در کل، شعر به تنهایی و محرومیت از وجود نظرعلی و تاثیر عمیق او بر جهان اطرافش پرداخته است.