شمارهٔ ۶ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / اضافات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
ما می و کو کنار را کرده فدای یک نظر
بی کمک پیاده ای یا مددسواره ای
گر نظر علی بمن درفکند نظاره ای
از پس مرگ بخشدم زندگی دوباره ای
پیرو دلیل عاشقان آنکه ز نور معرفت
پیر خرد بحضرتش کودک شیرخواره ای
از سخنی چو انگبین کرده ز موم نرمتر
خاطر منکری که شد سخت چو سنگ خاره ای
ما همه کودکان او کارگردکان او
در طلب مکان او خسته ز هر کناره ای
ما پی دفع خواب خوش خواسته از مقام خود
او ز برای خواب ما ساخته گاهواره ای
جز نظر علی در این بستر آفت و مرض
پیکر دردمند را نیست علاج و چاره ای
ای نظر علی دلم در ره انتظار تو
هست پی فدا شدن منتظر اشاره ای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به شدت علاقه و عشق خود به علی (علیبنابیطالب) را بیان میکند. او میگوید که همه موجودات مانند کودکان او هستند و در جستجوی مقام و محبت او هستند. شاعر بر این باور است که تنها نگاهی از سوی علی میتواند باعث احیای زندگی و درمان دردهایش شود. او آرزو دارد که در انتظار اشارهای از سوی علی باشد تا بتواند خود را فدای او کند. شاعر عشق و معرفت به علی را بزرگترین نور و راه هدایت میداند و به تمجید از او میپردازد.