شمارهٔ ۳۸ - در دانش زمین و بخشهای او از گفته پیشینیان ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / فرهنگ پارسی / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بتا توئی که قدت سرو باغ کاشمر است
رخت بهار ختن بوستان کاشغر است
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات
ز بحر مُجتَث این چامه تُنگی از شکر است
چو شرق و غرب زمین خاور است و باختر است
نسار «اَوْاَختر» است و بتو «دَرْاَخشتر» است
به پارسی کره خاک «گویِ چغمینی» است
«میان کش» است خط استوانه که در کمر است
زمین کهنه بود ارزه و آن دگر شَوِه دان
که هر دو جای جماد و گیاه و جانور است
«ووروبَرِشْته » شمال و «ووروزِرِشْته» جنوب
«زرشته» هشته به زیر و «بَرِشته» بر زبر است
زمین عامره را میشمر «فرادَدَهفَش »
چنانکه «ویدِهدَدِهفش » خراب و بی اثر است
«ووروبرشته فراددهفش» سه بخش بود
تمام شرح دهم بر تو گرچه مختصر است
نخست «بهره خاور» که بخش خاوریش
به «آنیران » نامیده گشت و مشتهر است
میانه بخشش «خنرثوه بومی ایران» دان
چو بخشش باختر «ایران کوپژ» در نظر است
محیط غربی و شرقی «رزهپراگرد»ند
که یک به باختر و آن به خاوری سمر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای زمین و تقسیمات جغرافیایی آن میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات و تصاویری، قد و قامت سرسبز و دلانگیز طبیعت ایران را به سرو باغ کاشمر تشبیه میکند و به بهار به عنوان نماد تازگی و زندگی اشاره میکند. سپس به تقسیمات مختلف زمین، از جمله مناطق شرقی و غربی، و ویژگیهای آنها میپردازد. همچنین به تمایز میان گیاهان و جانوران در این سرزمین و بخشهای مختلف جغرافیایی ایران اشاره کرده و در نهایت بر اهمیت و زیبایی این سرزمین تأکید میکند.