شمارهٔ ۱۳۴ - تاریخ و مرثیه شیخ نظر علی ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تاریک شد جهان ز ملال نظرعلی
دریا کریست خون ز خیال نظرعلی
ابر آورد قطیفه زنهار در کنار
گوید منم مصدق حال نظر علی
مرغ آورد بدیعه شوریده آشکار
کز من شنو جواب و سئوال نظرعلی
کوه از کنار خویش یم خرده ساز کرد
در شستن حرام و حالا نظرعلی
کمتر کسی به زاویه دیدم سپرده جان
محروم از عطا و نوال نظرعلی
وارسته گشت دامن قدرش ز ماسوی
کو شاخ بود و میوه ظلال نظرعلی
بنگر که شاهدان به کجا قائمند از آنک
کوته شود سخن به کمال نظرعلی
دلدارم از وثاق چو آمد به مهر خوان
بنشست گوشه ای به خیال نظرعلی
تاگه جمال فرخ وی را بدید باز
پیدا از او صفات و خصال نظرعلی
گفتا حقیقتی بود از سال مرگ او
گفتم کدام گفت جمال نظرعلی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر دربارهٔ جهانی تاریک و غمانگیز است که ناشی از اندیشۀ نظرعلی است. تصویرهایی از آرامش دریا و باران و همچنین احساساتی از درد و اندوه در مقابل زیبایی و حقیقت نظرعلی را به تصویر میکشد. شاعر از ویژگیهای منحصر به فرد نظرعلی صحبت میکند و به ثمرات آن اشاره میکند. در نهایت، یادآور میشود که نظرعلی نماد حقیقت و زیبایی است و با به یادآوردن او، صفات مثبت و ویژگیهای برجستهتری آشکار میشود.