شمارهٔ ۱۵ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
تقدیم دوست کردم قرقاول محبت
کز وی شنید مغزم بوی گل محبت
ای خرم آنزمانی کاندر حضور آن شه
جوشد صراحی دل از غلغل محبت
پای نشاط کوبم اندر بساط رفعت
دست امید یازم در کاکل محبت
دهقان خمیر ما را از گندمی سرشته است
کاندر بهشت روئید از سنبل محبت
از رود غصه ما را نتوان عبور کردن
جز با سفینه عشق یا از پل محبت
اندر مقام محمود مستانه شد امیری
در نغمه و ترنم چون بلبل محبت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عمیق و زیباییهای عشق و محبت است. شاعر با بیان تصاویر زیبا و استعارهها، بینهایت دلپذیری و شادی را که از عشق ناشی میشود، توصیف میکند. او به یاد لحظاتی میافتد که در حضور محبوب، دلش سرشار از شادی و نشاط است و عشق را به مثابه یک مسیر نجاتبخش از غمها و مشکلات زندگی میداند. همچنین، به زیباییها و نعمتهای عشق اشاره میکند که مانند گل و میوه در بهشت است. در نهایت، شاعر عشق را به عنوان نیرویی قوی که انسان را به اوج میبرد، معرفی میکند.