نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سزد ار سجده برد میر فراهانی را

گر ز خاقان گذرد مرتبه خاقانی را

ای امیر قرشی زاده کت اعجاز سخن

بند بر ناطقه زد منطق سحبانی را

گر برند اینگهر نظم تو در سوق عکاظ

کس پشیزی نخرد سلعه ذبیانی را

عرق از خجلت تشبیب تو از نیل گذشت

چهره طبع منوچهری دمغانی را

مدعی گو گله کم کن که بهر خس ندهد

فیض روح القدسی رتبه حسانی را

شعرا را همه گر سحر حلال است حدیث

دیده بگشا و ببین آیت عمرانی را

تا نیامد بسخن نطق تو معلوم نبود

کابرنیسان ز که آموخت درافشانی را

گر شود ختم سخن بر تو امیری چه عجب

کاخرین پایه همین است سخندانی را

کوس تسخیر فروکوب که در کشور نظم

بخت بر نام تو زد سکه قاآنی را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف مقام و جایگاه خاص میر فراهانی در هنر سخنوری و شعر می‌پردازد. شاعر با تحسین از او می‌گوید که اگر میر فراهانی به مقام خاقان برسد، شایسته است. او خصوصیات خاصی از امیر قرشی زاده را ستایش می‌کند و بیان می‌کند که اگر آثار او در بازار شعر، مثل بازار عکاظ باشد، هیچ‌کس توجهی به آن نخواهد کرد. همچنین اشاره می‌کند که شعرش، بر خلاف دیگر شاعران، از خجلت و زیبایی خاصی برخوردار است. شاعر در نهایت از اهمیت نطق و بیان او سخن می‌گوید و می‌افزاید که اگر او به امیری برسد، جای تعجبی ندارد زیرا مقام بلندی در سخنوری دارد. در آخر، به تسخیر کردن دنیای شعر و نام‌آوری او اشاره می‌کند.