شمارهٔ ۷۴ - حاجی ملک التجار در جواب نوشته و در دیوان ادیب ضبط است ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
روزگار زن جلب پرور خرابست ای ادیب
چشمه ای از دور اگر بینی سرابست ای ادیب
خون احباب است اندر جام زهرآلود دهر
مست پندارد که لبریز از شرابست ای ادیب
ملک دیگرگون و کار ملک دیگرگون بود
وعد ساعت را تو گوئی انترابست ای ادیب
زین ثقیلان و گر آنجا نان جهان اندر ستوه
خاک لرزان عالم اندر اضطرابست ای ادیب
بسکه طبع آزرده زین آوازها در گوش من
نغمه طنبور چون بانگ غرابست ای ادیب
هر که بوسد از دل و جان خاک پای بو تراب
ورد او یالیتنی کنت ترابست ای ادیب
آنکه گریانست در محراب طاعت تا سحر
سخت خندان در صف طعن و ضرابست ای ادیب
کفشدوز آمد به کف انبان، سگ از میدان گریخت
کو بدانست آنچه او را در جوابست ای ادیب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به مشکلات و نابسامانیهای زندگی زن اشاره دارد و نشان میدهد که واقعیتها میتوانند فریبنده به نظر برسند. در آن، شاعر به بیان درد و رنج انسانها پرداخته و از بیاعتمادی و یأس در مواجهه با دنیای پر از زجر و فریب میگوید. او به تضادها و دوگانگیهای موجود در جامعه اشاره کرده و نشان میدهد که چطور ظواهر زیبا و خوشایند در واقع میتوانند پوششی بر مشکلات عمیق باشند. در پایان، به حکایت افرادی پرداخته میشود که در جستجوی حقیقت و محبت هستند، اما در عین حال با تقلب و نیرنگهای دور و بر خود مواجهاند.