شمارهٔ ۸۲ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای برق نژاد آهن اندام
مغناطیس عقول و افهام
جاسوس امور شرک و توحید
ناموس رموز کفر و اسلام
پیغمبر ناطق جمادی
انموزج داستان الهام
دانای سخنگذار بی لب
سیاح جهان نور بی گام
در یم شوی و شنا ندانی
گیتی سپری و داری آرام
مانند حمامة الهوادی
نامه ببری بوقت و هنگام
از مانی پلاتر و رستبر
داری پسری الکترون نام
و آن کودک نوبهر زمانی
داناست ز ابتدا و انجام
خواهم ز زبان بندگانش
بگذاری نزد میر پیغام
کای میر ستوده مؤید
وی داور مهتر نکو نام
تشریف ایالت خراسان
فرخ بادت بفرخ اندام
بر صفحه روزگار مانی
در سایه شهریار پدرام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش برق و علم و پیشرفت فناوری میپردازد و آن را به مثابه نیرویی مغناطیسی که عقل و افکار را جذب میکند، توصیف میکند. شاعر برق را به عنوان پیامآور اطلاعات در دنیای توحید و شرک میبیند و آن را به پیغمبری ناطق تشبیه میکند که در عالم طبعی زندگی میکند. او همچنین به تقدیر از فردی با نام "میر" میپردازد و خواستار انتقال پیامهای مهم به اوست. در نهایت، این شعر به خیری و prosperity در سرزمین خراسان و سایه ی شهریار اشاره میکند.