نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۳ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کتاب عاریه دادن به مردمان ندهد

ترا نتیجه جز آه و حسرت افسوس

بود کتاب عروس ای پسر به حجله علم

کسی به عاریه هرگز نداده است عروس

عروس خویش چو دادی به عاریت تا حشر

به بام عار و ندامت همی نوازی کوس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفهوم اهمیت و ارزش علم و دانش می‌پردازد. شاعر به پسرش می‌گوید که علم و دانش را نمی‌توان به دیگران عاریه داد، زیرا نتیجه‌اش تنها حسرت و پشیمانی است. او به تشبیه عروس اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر علم خود را به دیگران بدهی، در نهایت به خودت آسیب خواهد زد و باعث شرمندگی‌ات می‌شود. بنابراین، باید از ارزش علم و دانش محافظت کرد و آن را در اختیار دیگران قرار نداد.