شمارهٔ ۱۱۶ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سردار مکریان که بدش نام سیف دین
اندر هنر متین شد و اندر سخن بلیغ
تیغی کشیده بود بر اعدای ملک و دین
اندر نیام کرد قضا آن کشیده تیغ
چون ماه بدر بود و سپهرش هلال کرد
یا آفتاب بود و نهان شد بزیر میغ
کلک امیری از پی تاریخ رحلتش
با خون دیده و دل بنوشت «صد دریغ »
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
سردار مکریان که به نام سیفالدین معروف بود، در فنون جنگ و سخنوری مهارت داشت و شمشیری بر علیه دشمنان کشور و دین کشیده بود. اما در نهایت سرنوشت باعث شد که آن شمشیر به نیام برود. او مانند ماهی کامل و درخشان بود، یا همچون آفتابی که به زیر ابر پنهان میشود. پس از مرگ او، با دل و چشمانی پر از خون، تاریخ وفاتش را نوشتند و بر فقدانش بسیار افسوس خوردند.