شمارهٔ ۱۱۵ - در جواب کسیکه از وی تلخنه دوغ خواسته فرماید ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ای آن کسی که گرفته است آسمان شرف
ز آفتاب کمالت همیشه فرو فروغ
درون مزرع فضل و هنر ز قوس و قزح
نهاده کلک تو بر دوش گاو گردون یوغ
نه رعد نزد تویی حکمتی کند سرفه
نه ابر پیش تو بی علتی زند آروغ
توئی که در روشت کس ندیده است گزاف
توئی که در سخنت کس نیافته است دروغ
ترینه دوغت دادم به جای شهد سخن
که اصطلاح عوامست لفظ تلخنه دوغ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در تمجید از یک شخصیت برجسته و با فضیلت گفته شده است. شاعر به توصیف ویژگیهای عالی و کمالات این فرد میپردازد و او را به عنوان منبع نور و دانایی معرفی میکند. همچنین، اشاره میکند که در سخنان او هیچ گونه دروغی وجود ندارد و بر خلاف دیگران، سخنانش بیهوده و گزاف نیست. در نهایت، شاعر با استفاده از اصطلاحات عامیانه، خود را به او نزدیک میکند و بیان میکند که به او محبت و احترام دارد، حتی اگر به زبانی ساده و مذهبی این محبت را نشان دهد.