نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۹ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

پیش آن صاحب فرخنده بنالم به از آنک

خاضع امر فلان بنده بهمان باشم

صدر دیوان وزارت اگرم بپذیرد

در اقالیم سخن صاحب دیوان باشم

ای خداوند خود انصاف بده شایسته است

که من اینسان بغم دهر گروگان باشم

با چنین عزت و شأن و شرف و استغنا

در پی رزق جدا از شرف و شأن باشم

چارصد تومان افزون بکفم مانده برات

درم از بهر درم خسته پی نان باشم

وام خواهم ندهد ریش و گریبان از دست

زین سبب دست به سر سر به گریبان باشم

یا بدر این ورق شوم و یا وجهش را

کن حوالت که دو روزی به تو مهمان باشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از ناتوانی و بدبختی خود شکایت می‌کند و به خداوند plea می‌کند تا به او انصاف بدهد. او بیان می‌کند که با داشتن مقام و احترام، در جستجوی روزی و معیشت، متحمل غم و اندوه شده است. شاعر به مشکلات مالی خود نیز اشاره کرده و می‌گوید که حتی با داشتن بدهی، نمی‌تواند وام بگیرد و در وضعیت بدی قرار دارد. او می‌خواهد یا به سرانجام مشخصی برسد یا موقتا به مهمانی برود تا از مشکلاتش کمی رهایی یابد.