نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۱ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گفت با جفت خویش شیخ حسن

کای پری‌پیکر لطیف‌اندام

تا که در مستراح عبدعظیم

بودم ابریق‌دار خاصه و عام

اندر آن مرتع خصیب مرا

قوت یومیه پخته بود مدام

چون معاون شدم به صلحیه

اوفتاده است کارها ز نظام

شد ملوث زیده کاری‌ها

کاسهٔ روز ما چو دیزی شام

معده‌ام خام گشته چون طبعم

بس که مخلوط گشته پخته و خام

جفت شیرین‌شمایلش گفتا

غم مخور ای گزیدهٔ ایام

که ز بس در مقام صلحیه

به هم آمیختی حلال و حرام

کودکان حرام‌لقمه بسی

زاید از ما دو تن نمک‌به‌حرام

عنقریبا کزین سرا گردد

جلوه‌گر صد هزار شیخ و امام

همه صلحیه‌های عالم را

پر کنیم از حرامزاده تمام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این قطعه شعری از زبان شخصی است که با شیخ حسن صحبت می‌کند و به مشکلاتی که در زندگی‌اش به وجود آمده اشاره می‌کند. او از وضعیت خود در مستراح عبدعظیم می‌گوید که به دلیل اختلاط حلال و حرام، وضعیتش به هم ریخته است. او به این موضوع اشاره می‌کند که کارهایش در صلحیه به هم ریخته و به دلیل این اختلاط، روزگار خوبی ندارد. در نهایت، او به آینده‌ای اشاره می‌کند که از آن حرامزاده‌هایی به وجود خواهند آمد و به مشکلات جامعه خواهد افزود. این شعر نشان‌دهنده پیچیدگی‌های اخلاقی و اجتماعی است که انسان‌ها با آن روبه‌رو هستند.