نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۲ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شبی در روستا مهمان خود خواند

مرا در خانه پیری طاعن السن

همی گفت ای دریغ از هوش این خلق

که نشناسد مذنب را ز محسن

گرانی زان فتاد اندر ورامین

که کشتش جمله ارزانی است بر سن

چرا باری نسوزانند سن را

مگر نشنیده اند السن بالسن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به دوری فکر و نادانی مردم اشاره می‌کند که قادر به تشخیص خوب و بد نیستند. او به مهمانی در خانه پیرمردی می‌رود و از وضعیت مردم نالان است که نمی‌دانند چه کسی مقصر و چه کسی نیکوکار است. او به واقعه‌ای در ورامین اشاره می‌کند که در آن، گرانی موجب رنج مردم شده است و از این که چرا کسی به سن و سال افراد توجه نمی‌کند و همه را یکسان می‌بیند، ابراز تعجب می‌کند. شاعر در نهایت به این نکته می‌رسد که شاید این نادانی ناشی از ناآگاهی آن‌هاست.