شمارهٔ ۱۴۰ - اندرز به احمد شاه قاجار هنگام جلوس ۱۳۲۹ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
شها ز روی تفکر درآ در این ایوان
بخوان حدیث انوشیروان و شادروان
چنان بکوش در آیین داد تا گویند
به روزگار تو خلق جهان ز پیر و جوان
به دور احمد نوشیروان همی نازد
چنان که احمد مرسل به دور نوشروان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این بیتها از شها (پادشاه) میخواهد که در این مکان (ایوان) به تفکر بپردازد و از داستان انوشیروان و شادروان (خوشبختی و دادگری) یاد کند. او تأکید میکند که باید در اجرای عدالت کوشا باشد تا مردم از او به نیکی یاد کنند، همانطور که در گذشته از انوشیروان یاد میشود. در واقع، شاعر در تلاش است تا ارزش عدالت و خوبی را به پادشاه یادآور شود.