شمارهٔ ۱۴۱ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
گفت ظریفی که دولت از حدث اندر
ریش بیالود و خم شدش کمر از دین
عین نجس را اگر ازاله توان کرد
کوژی و آلودگی نماند در بین
گفتمش ار طاهری نجس شود آنرا
شست توان و اندرین سخن نبود بین
لیک بشو دست زین خبیث ازیرا
پاک نگردد بشست و شو نجس العین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، سخن از این است که اگر چیزی نجس باشد، میتوان آن را پاک کرد و دیگر آلودگی نخواهد داشت. اما وقتی خود پاکی نجس شود، دیگر نمیتوان آن را به سادگی پاک کرد. در واقع، اشاره به این دارد که برخی از آلودگیها حتی با تلاش برای پاک کردن، برطرف نمیشوند و باید از آنها دوری کرد.