شمارهٔ ۱۵۰ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گربه و موش بهم ساخته اند ای بقال
وای بر خیک پنیر و سبد میوه تو
ای پدر خانه و باغت به رقیبان دادند
دختر بیوه تو وان پسر لیوه تو
گشت قربان می و ساغر و شیرینی و شمع
زر تو سیم تو آیینه تو جیوه تو
ای پدر مرده بخود باش که در این دو سه روز
جفت همسایه شود مادرک بیوه تو
میتوان چاره این درد گران کرد ولی
خرد و هوش ندارد سر کالیوه تو
لیک خوش باش که از پای کند میکائیل
کفش تو چکمه تو موزه تو گیوه تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی انتقاد از اوضاع اجتماعی و مشکلاتی است که فرد به آنها دچار شده است. شاعر با کنایه به بقال و وضعیت بد زندگی، به دلایل و مصیبتهایی اشاره میکند که برایش پیش آمده، از جمله از دست دادن خانواده و داراییها. او همچنین به بیتوجهی و ناتوانی خود در مقابله با این مشکلات اشاره میکند و در نهایت، به این نتیجه میرسد که باید با شرایط سازگار باشد و به یاد داشته باشد که برخی چیزها در دستان او نیست. در کل، این شعر حاوی احساساتی از درد، ناامیدی و تلخی است، اما در عین حال تلاشی برای پذیرش واقعیتها و آرامش خاطر نشان دارد.