نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۰ - به مستشار عدلیه بالبداهة نگاشته ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

ز من ای صبا نهانی تو به مستشار برگو

سحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی

خبر از وزیر جستم که نبود در رکابت

تو که سگ نبرده بودی به چه کار رفته بودی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از نسیم صبح (صبا) می‌خواهد که در مورد محبوبش به او خبر دهد. او می‌گوید که صبح به دیدن محبوبش آمده، اما او در غیابش رفته است. شاعر از وزیر خبر می‌گیرد و می‌بیند که او نیز در کنار محبوب نیست. در پایان، شاعر تعجب می‌کند که محبوبش بدون همراهی کسی به کجا رفته است.