نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۰ - شکایت از نصرت السلطنه مهردار مظفرالدین شاه ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خدایگانا از مهردار شه فریاد

که نیست ایمن ازو در زمانه جان و تنی

بگیر خاتم شه را ازو که کس ندهد

نگین ملک سلیمان بدست اهرمنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به فریاد و درخواست از خداوند اشاره دارد. شاعر از خدا می‌خواهد که در زمانه‌ای که هیچ‌کس از خطرات ایمن نیست، او را حمایت کند. همچنین خواسته می‌شود که خاتم سلطنت از دست کسی که به او اعتماد نیست گرفته شود، چرا که نگین ملک سلیمان نیز نمی‌تواند در دست کسی با نیات بد قرار گیرد. به طور کلی، این شعر به نیاز به حمایت الهی در برابر خطرات و فساد اشاره دارد.