نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۲ - متضمن چهار ماده تاریخ برای جشن تاجگذاری ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

از ادیب الممالک اندر یاد

داستانی لطیف و خوش دارم

گفت در پیشگاه اقدس شاه

خواستار طاعتی فراز آرم

جشن مسعود تاجداری را

یادگاری ستوده بگذارم

زین سبب گشت خامه ام غواص

در تک بحر طبع زخارم

«تاج نوشیروان شه » از تاریخ

شاهد آمد بصدق گفتارم

شد بباب معارف این گفتار

ثبت از خامه گهربارم

سپس از تاج شاه همت خواست

طبع وقاد و کلک سحارم

««بشرف تاج شاهم »» از دیهیم

پاسخ آمد چو بخت شد یارم

این دو تاریخ نغز را کردم

صدر دیوان و زیب طومارم

ناگهان چهره مقدس شاه

شد پدیدار پیش دیدارم

نور تمثال شاه بر دیوار

کرد حیران چو نقش دیوارم

گفتم ««ای وارث انوشروان »»

در رهت جان خویش بسپارم

پس بدیدم کزین خطاب نخست

چون سراسر حروف بشمارم

هست تاریخ تاجداری شه

که بدیوان فضل بنگارم

گفت نی از زبان شه برگوی

«من شه هفتمین قاجارم »

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، نویسنده به یاد ادیب الممالک داستانی را بیان می‌کند که در آن به اهمیت تاجداری و جشن‌های شاهانه اشاره دارد. او از شاه خواسته که طاعتی را برای جشن مسعود تاجداری بپذیرد و با قلم خود به ستایش تاج نوشیروان می‌پردازد. نویسنده در پی نوشتن تاریخ تاجداری شاه است و پس از دیدار با شاه، از او خواسته می‌شود که از زبان خود بگوید که او شاه هفتمین دودمان قاجار است. متن به روحیه ادبی و تاریخی نویسنده و رابطه‌اش با مقام پادشاهی اشاره دارد و بیانگر ارادت او به تاریخ و شعر است.