شمارهٔ ۲۱۵ - از دیباچه شاهنامه ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
شهریاری که اهرمن شکن است
گرچه در فرهی فروهه بود
دست رادش بزرگ دریائی است
که در او ابر و میغ کوهه بود
در شکارش سپهر بند سپهر
دام هر دام را خروهه بود
آسمان کمان و تیرش تیر
آفتابش کمان گروهه بود
توسنش راست کهکشان بر تنگ
مه نونال و کوه کوهه بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف یک شهریار بینظیر میپردازد که قدرتی فوقالعاده دارد و میتواند بر اهرمنها غلبه کند. او مانند دریا گسترده و عمیق است و تواناییهایش در زمینه شکار و جنگ بسیار بالا است. آسمان و طبیعت نیز از او الهام گرفتهاند، به گونهای که آسمان را به کمان و تیر تشبیه میکند و مهارتهای او را با کهکشان مقایسه میکند. در کل، این شعر به ستایش صفات برجسته و قدرتهای او میپردازد.