نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۸ - تاریخ وفات میرزا حسین خان مافی فرزند نظام السلطنه ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آوخ از دور سپهر آه و افسوس و دریغ

کان مه روشن ماگشت بنهفته بمیغ

گوهری روشن و پاک شد نهان در دل خاک

در هنر فرد وحید در سخن سخت و بلیغ

تیغی از کلک زبان آخت بر خصم وطن

ای دریغا بنیام رفت آن آخته تیغ

چاره جز صبر نماند زانکه کس را نبود

با قضا دست ستیز از قدر پای گریغ

چون امیری زغمش آگهی یافت بدرد

بهر تاریخ نگاشت «آه و صد آه دریغ »

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به غم و اندوه شاعر از دست دادن یک دوست یا شخصیتی بزرگ اشاره دارد. شاعر در جملات خود، از تاریکی و غم دوری می‌گوید و از این که یک وجود روشن و باارزش مانند یک جواهر در خاک نهان شده و دیگر برنگشته، ابراز افسوس می‌کند. او به قدرت هنر و سخن اشاره کرده و می‌گوید که آن تیغی که به معنی کلام و بیان بوده، دیگر به کار نمی‌آید و درد جانکاه این فقدان، درمانی جز صبر ندارد. در انتها، شاعر از نوشتن این درد در تاریخ یاد می‌کند و حسرت را تجسم می‌سازد.