شمارهٔ ۲۳۸ - در علم کف شناسی ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نام تلهای کواکب که بود در کف دست
گر ز ابهام شماری و به خنصر گروی
زهره و مشتری است و زحل و شمس آنگاه
تیر و مریخ و قمر نیک شناس ای اخوی
خط زهره است چو از شمس روی سوی زحل
خط مریخ چو از زهره به برجیس روی
خط قوس از متوازی بخط مریخ است
نام آن خط حیات است و بآن شاد شوی
از تل شمس عمودی که بپایان آمد
خط شمس است و شود فال تو زان نیک قوی
زیر تیر است بشکل افقی خط قران
قوس آن سوی قمر خط بداهت شنوی
از زحل خط عمودی سوی کف خط نصیب
هست تقدیر تو آسوده زبی یا بدوی
خط مایل زقرآن سوی کف از صحت دان
کهکشان از سوی مریخ بر آید بسوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی علم چنگچو (تعبیر خطوط کف دست) و نشانههای مختلف آن در کف دست انسان است. شاعر نام کواکب و نقش آنها را در تشخیص سرنوشت و آیندهی افراد توضیح میدهد. او به طور خاص به خط زهره، خط مریخ، خط شمس و دیگر خطوطی که در دست انسان وجود دارند اشاره میکند و ارتباط آنها را با وضعیت زندگی و خوشیهای فرد توضیح میدهد. به عنوان مثال، خط زهره و خط مریخ و خط شمس نشانههایی از خوشبختی و موفقیت دارند. در نهایت، شاعر به اهمیت این خطوط و تأثیر آنها بر سرنوشت میپردازد و میگوید که از شناخت این خطوط میتوان به خوبی آینده را پیشبینی کرد.