شمارهٔ ۲۷ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
گرفتن زن و افعی بسی بود آسان
خلاف داشتن آن که مشکل آید و سخت
زنان بگردن گردان بسخره طوق زنند
چو مار گَرزه که پیچد همی بشاخ درخت
اگرت هیچ خرد باشد از زنان بگریز
وز آشیانه ماران سبک برون کش رخت
ز زهر مار بتر قهر یار دان که از اوست
نتیجه کوتهی عمر با سیاهی بخت
شبی که خسبد یک زخم خواجه کدبانو
بخشم کوبد بر فرق کدخدا یک لخت
خنک روان سنائی که تاج دولت را
نشد پذیره ز بهرام شه بتاج وبه تخت
غم عروس و غم و ام مرد را شکند
خوش آنکه زین دو غم آرامگاه دل پردخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مقایسه میان گرفتن زن و افعی میپردازد و میگوید که هر دو کار آسان به نظر میرسد، اما مشکلاتی در پی دارند. او زنان را به مار تشبیه میکند که ممکن است خطرناک باشند. شاعر توصیه میکند که اگر حکمت و خردی در کار باشد، بهتر است از زنان دوری کنند و از مشکلات احتمالی بگریزند. او به خطراتی که ناشی از قهر یک محبوب میتواند باشد اشاره میکند و به نتیجههای منفی که این روابط ممکن است به همراه داشته باشند، توجه میدهد. در نهایت، شاعر به غم و اندوه افراد در روابط عاشقانه اشاره میکند و آرزو میکند که کسانی که در این مشکلات گرفتارند، آرامش بیابند.