نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ - ترجمه از عربی در نکوهش جنگ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

جنگ در اول بود بسان عروسی

دلبر و دلجوی و دلفریب و دلارا

روئی دارد به روشنی رخ نوروز

هر که قدش دید گشت مست تماشا

لیک در آخر چو گشت تفته تنورش

و آتش کین زد همی زبانه ببالا

گرگی بین درشت بینی و بد شکل

خوکی دندان شکسته زالی شمطا

نه کند از غمزه هوش مرد به تاراج

نه برد از بوسه جان خلق به یغما

تاراج آرد روان مرد دلاور

یغما سازد تن مجاهد برنا

هر که قدش دید کوژپشت زمین شد

هر که رخش دید پشت کرد به هیجا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر در ابتدا به جنگ به عنوان یک جشن و عروسی می‌نگرد که در آن زیبایی‌ها و دلربایی‌ها دیده می‌شود. اما با گذشت زمان و شدت یافتن جنگ، این خوشی‌ها به ظلم و ویرانی تبدیل می‌شود. در انتها، موجوداتی زشت و بدشکل در صحنه جنگ نمایان می‌شوند که نشان‌دهنده‌ی تباهی و نابودی هستند. افراد شجاع نیز دچار شکست و ناامیدی می‌شوند و زیبایی‌ها جای خود را به درد و رنج می‌دهند. در کل، این شعر تغییر و تحول جنگ از شادی به تلخی را به تصویر می‌کشد.