شمارهٔ ۹۱ - در مدح حضرت امیر «ع » به پارسی خالص ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
شهی که موردم تیغش اژدهائی بود
هژبر پیکر و جادوکش و نهنگ اوبار
توانم او را خواند آفتاب اگر شاید
کز آفتاب بتابد ستاره هفت و چهار
گه کشیدن بیرنگ آسمان کبود
ز تیر خامه گرفت از دو پیکران پر کار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به شعری اشاره دارد که در آن به توصیف یک ظالم و قدرتمند پرداخته شده است، که به عنوان "تیغش اژدهایی" و "جادوکش" شناخته میشود. شاعر توانایی این شخص را به آفتاب تشبیه میکند و تأکید میکند که حتی اگر ستارهها هم بخواهند، نمیتوانند بر او نور افشانی کنند. همچنین از آسمان کبود و تیرگی آن سخن میگوید که ناشی از کارهای این فرد است. بهطور کلی، متن به تصویرسازی از قدرت و سلطه یک شخصیت منفی پرداخته است.