بخش ۱ - گفتار در ایقاظ و تنبیه غفلتزدگان ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / رستم نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
زمانی که قفقاز را روس برد
ز ایرانیان نام و ناموس برد
از آن روز گُردان و شیراوژنان
سزد گر بپوشند رخت زنان
از آن روز ایرانیان مردهاند
که سر بر خط غیر بسپردهاند
سران و بزرگان این بوم و بر
نشستند با دلبر سیمبر
همه با گوزنان و گوران به دشت
خرامند در گردش و بازگشت
به سر گُل فشاندند بر جای خود
به کف سرخ می جای تیغ کبود
سپاهی که آوای زرینه کوس
ندانسته از بانگ جغد و خروس
سپاهی که هفتاد و هشتاد سال
نه با شیر کوشیده نه با شکال
نه یاران خون دیده مانند میغ
نه گوشش شنیده چکاچاک تیغ
اگر شیر نر پیش روباه روس
تن از بید سازد رخ از سندروس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شاعرانه به وقایع تاریخی و از دست رفتن هویت ایرانیان بعد از تصرف قفقاز توسط روسها اشاره دارد. شاعر به از دست رفتن نام و ناموس ایرانیان میپردازد و در بیان نارضایتی از سرنوشت مردم، آنها را به زشتیها و ضعفهایشان متهم میکند. همچنین به زندگی راحت و بیخیالی سران و بزرگان اشاره میکند که خود را در لذتهای زودگذر غرق کردهاند و از سرنوشت واقعی کشور غافلاند. شاعر به ناکامی و ناتوانی سپاه ایرانی اشاره دارد که نه در نبرد با دشمن قوی، بلکه در زندگی روزمره نیز شجاعت و قدرت لازم را ندارد. در نهایت، شاعر حسرت و درد از دست رفتن عزت و شرف ایرانیان را ابراز میکند.