نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ - برانگیختن ایرانیان به جنگ دشمن ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / رستم نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

مخسب ای برادر که دزدان به خواب

بتازد برِ خفتگان با شتاب

تو در خوابی و خصم بیدار بخت

بدرّد بر اندامت از کینه رخت

بشو سرمهٔ خواب و مستی ز چشم

که دشمن به بالینت آمد به خشم

به یاران بده دست و بی‌واهمه

بران گرگ از گله دزد از رمه

ببُر راه دشمن ازین بوم و مرز

ز توپش مترس از نهیبش ملرز

ز مردن میندیش و با عزم باش

شب و روز آمادهٔ رزم باش

چرا باید اندیشه کردن ز جنگ

نه ما از کلوخیم و دشمن ز سنگ

چرا تن به زنجیر دشمن دهیم

به زندان اهریمنان تن دهیم

گر او را بُوَد دست و شمشیر تیز

ترا هم بُوَد دست و شمشیر نیز

مبر ز‌آشتی نامْ هنگامِ جنگ

مبر دل ز نام و مده تن به ننگ

ادیب الممالک سرود این سخُن

اگر هوش داری در گوش کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر ندا به برادر است که بیدار باشد و نگران خوابِ دشمن باشد. شاعر به او هشدار می‌دهد که دشمن در حالت بیداری به خواب او حمله می‌کند و باید از خواب غفلت بیدار شود. او باید با اتحاد و اراده، برای مقابله با دشمن آماده باشد و نباید به زنجیر اسارت تن دهد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که باید به مبارزه ادامه دهد و از نام و ننگ خود محافظت کند. اگر هوش و ذکاوت دارد، به این نصیحت‌ها توجه کند.