بخش ۴ - نالیدن حسنخان حضور ظل السلطان ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / شورشنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
ستمدیده برداشت فریاد و آه
که ای رفته عدلت ز ماهی بماه
ز جفتم که با ناله جفت آمدم
شب و روز بی خورد و خفت آمدم
مرا جفت بیگانه خویش گشت
که در آشنائی بداندیش گشت
مرا یار بی مهر ازکید دهر
چنان مار بی مهره افکند زهر
نشاید بعهد تو ای پادشاه
باین فر و نیرو و تاج و کلاه
که کدبانوئی کدخدائی کند
که خرمهره ای کهربایی کند
پریشان کند برگرا زردیش
زن آن به که نبود جوانمردیش
شها دارم اندر سخن تاب و پیچ
بر این خسته این ظلم مپسند هیچ
که می بگذرد بر من امروز روز
بماند بر او تا ابد آه و سوز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از حسرت و درد و ناامیدی سخن میگوید. شاعر به مظلومیت و بیعدالتی اشاره دارد و از پادشاهی میخواهد که به وضعیت ظلمزدهاش رسیدگی کند. او از وضعیت خود ابراز نارضایتی میکند و میگوید که رفاقتهای نادرست و بیمهریها به او آسیب زده است. شاعر در نهایت به این نکته اشاره میکند که آیندهای دلتنگکننده در انتظار اوست و درد و رنجش ادامه خواهد داشت، در حالی که دیگران به راحتی ادامه میدهند.