نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴ - تمثیل گرگ و بره ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مثنویات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

آن لحظه که در میان خون خفت

آهسته بزیر لب همی گفت

ای از قدح غرور سرمست

آلوده به خون بیگنه دست

ما کشته حرص و آز خلقیم

پاره شکم و بریده حلقیم

محروم ز نعمت جهانیم

بسته لب و دوخته دهانیم

نه خورده گیاه باغ و بستان

نزمام مکیده شیر پستان

نشناخته پا ز سر دم از شاخ

افتاده بزیر تیغ سلاخ

مائیم که در مشیمه مام

هستیم شهید تیغ ایام

تا از دل مام گشته بیرون

غلطیده بخاک و خفته در خون

ما را شده آخرینه زندان

در معده می کشان و رندان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال کسانی می‌پردازد که در مبارزات و کشمکش‌های زندگی قربانی شده‌اند. شاعر به نوعی از مرگ و مصیبت صحبت می‌کند و از قربانیان بیگناهی یاد می‌کند که به خاطر حرص و طمع انسان‌ها کشته شده‌اند. آن‌ها در شرایطی بسیار ناخوشایند به سر می‌برند و از نعمت‌های زندگی محروم‌اند. در نهایت، این اشعار نمادین از غم و درد انسان‌هایی است که به دلیل ظلم و ستم به خاک افتاده و در خون خود غلتیده‌اند.